رضا جونی و من و بابایی
تقدیم به فرزند دلبندم، دلنوازترین ترانه هستی
تاريخ : 4 / 12 / 1393 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : مرتبه




موضوع :
تاريخ : 4 / 7 / 1394 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 176 مرتبه

پسرم سلام

عزیزم مبارک باشه

رفتی کلاس اول و امروز اولین مشقت رو داری می نویسی

امروز کارت جایزه هم گرفتی که مبارکت باشه عزیزم

انشالله همیشه موفق باشی خوشگل مامانقلب




موضوع :
تاريخ : 5 / 5 / 1394 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 176 مرتبه

عزیزم سلام

امروز 5/5 موهات رو کوتاه کردیم

دیگه به جلگه آرایشگاه رفته ها پیوستی و یک خانم به تمام عیار شدی هورررراااا




موضوع :
تاريخ : 4 / 12 / 1393 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 269 مرتبه

تولدت مبارک

تولد 6 سالگیت مبارک عسلم

شیرینیشیرینیشیرینیر

balloonshb

 شکلکهای جالب آروین

 شکلکهای جالب آروین

bday31

 شکلکهای جالب آروین

شکلک های شباهنگ Shabahang- Happy Birthday: 6

 شکلکهای جالب آروین

 

تولدت مبارک عزیز دلم




موضوع :
تاريخ : 2 / 12 / 1393 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 256 مرتبه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

رمز: اسم پسر خوشگلت رو بزن





موضوع :
تاريخ : 1 / 12 / 1393 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 268 مرتبه




موضوع :
تاريخ : 16 / 6 / 1393 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 258 مرتبه

سلام پسرم سلام عزیزم

پسرم دیگه نون آور خونه شدی ها......

الهی فدات بشم که دیشب رفتی و با اون دستای کوچولوت برامون نون خریدی

دیشب بیرون بودیم و وقتی به نونوایی رسیدیم بابایی گفتن که من وقتی می خواستم شیر بخرم یک کم شیر ریخت روی دستم و نمی تونم نون بگیرم و از من خواستن تا برم و نون بخرم

منم وقتی دیدم چاره ای نیست گفتم باشه

نونوایی طبق معمول بخاطر آخر وقت بودنشون خلوت بود و نون هایی که پخته بود و توی پلاستیک گذاشته بود کنار

وقتی من از ماشین اومدم پیاده بشم شما هم پیاده شدی منم که کلا با نون خریدن مشکل دارم و از طرفی دیدم نون ها رو از قبل پخت کرده و سرد شده پول رو به شما دادم و گفتم برو مامان به نونوایی بگو همۀ پولت رو نون بده

قربون اون دستای کوچولوی شما برم که دویدی و نون رو خریدی و اومدی دادی به من

من و بابا رو می گی داشتیم از خوشحالی که انقده شما آقایی بال در می آوردیم

بله عزیزم این هم از داستان رضای من که نون آور خونه شده




موضوع :
تاريخ : 1 / 6 / 1393 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 264 مرتبه

سلام پسرم

خوبی پسر مامان

خوش می گذره؟

اوضاع بر وفق مراد هست؟

این روزا خیلی سریع داره می گذره و من هنوز وقت نکردم برم پیش دبستانی و ثبت نامت کنم

دیروز بابا حاجی که ازت پرسید گفتی نه مامانم هنوز نرفته ثبت نامم کنه

کلی ازت خجالت کشیدم

اما عزیزم اصل مطلب اینکه

من اومدم ازت بخاطر زحمتای این مدتت یک عالمه تشکر کنم

قربونت بشم که هر چند قبلا هم هوای منو خیلی داشتی ولی این 5-6 ماهه سنگ تموم گذاشتی و همه جوره هواست به من هست

دیروز جمعه بود و فک کنم تا آخر شب یک 6 باری برای بابایی چایی دم کردی و آوردی

دیروز بابایی حالش خوب نبود و باید بیشتر مایعات استفاده می کرد برای همین هم شما اومدی کمک من و وظیفه درست کردن چایی رو قبول کردی

از شستن قوری تا ریختن چای توی لیوان برعهده خود شماست و این کار رو با دقت فراون انجام می دی

چایی با طعم های مختلف از زنجبیل و دارچین تا چایی با طعم آب یخ

چایی با طعم آب یخ هم این جوری درست کردی که برای اینکه من خیلی سفارش کرده بودم مواظب خودت باش چون هم چایی ساز برق داره هم داغه شما هم برای اینکه اتفاق ناگواری نیفته فک کردی که قبل از اینکه آب چای جوش بیاد با آب توی چایی شاز قوری رو پر کنی بعد بگذاری جوش بیاد که مشکلی هم پیش نیاد

وای قیافه بابایی وقتی اولین جرعه رو خورد رو باید می دیدی هم دوست داشت توی ذوق شما نزنه هم نمی تونست چایی رو بخوره

خلاصه با مساعدت من بدون هیچ ناراحتی ای و با کلی خنده این موضوع تموم شد

عزیزم شبا خیلی از کارای مربوط به خواب ماله شماست

از چک کردن دزد گیر تا قفل در، آوردن آب، خاموش کردن چراغ ، باز کردن پرده و...

دیشب هم کلی من رو ماساژ دادی تا خوابم ببره

انتظار هم توی این روزا یکی دیگه از موارده که شما با توصیه هات به نی نی خیلی کمک می کنی

دیروز که یک درد جدید بهم اضافه شده بود به نی نی می گفتی: مامان رو انقده اذیت نکن گناه داره

فدای شما بشم انقده به فکر منی

نمی دونم چرا دیگه یادم نمی یاد کلی حرف داشتم برای گفتن ها....

 

 




موضوع :
تاريخ : 14 / 5 / 1393 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 268 مرتبه

نفسم

رضا جونم سلام

این هم اولین عکس نفس که دیروز ازش گرفتیم




موضوع :
تاريخ : 26 / 4 / 1393 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 281 مرتبه

سلام عزیزم

سلام دلبند خوشگلم

این روزا و شبا دیگه با آخرای ماه مبارک داریم نزدیک می شیم و شما دیگه از ماه رمضون حسابی کلافه شدی. چند روزه به بابا التماس می کنی که با ما غذا بخوره و دیگه روزه نگیره من هم که توی این ماه 4 روز روزه گرفتم خیلی بهت سخت گذشته و تا می خوای چیزی بدی بخورم با دوست نداری بشنوی که من روزه ام

این روزا بابا داره با شما جدول ضرب کار می کنه

اصول جدول ضرب رو آموزش داده و شما هم مثالهای جالبی می زنی مثلا وقتی بابا از 2*3 و 4*4 و 5*3 تا گفت شما شروع کردی برای تمرین 2*10 تا رو حساب کردی و من و بابا هم کلی کیف کردیم که مغز ریاضی شما به بابا رفته و به من نرفته، توی سی دس کوشا و میشا هم شما به قسمت ریاضی و علومش علاقه نشون می دی و بقیه بخشاش رو زیاد تحویل نمی گیری، علاقه شما به کارای تجربی هم نشون می ده من هم توی هوش شما بی تاثیر نبودم و بالاخره این جای کار به من رفتی.

و اما عزیزم کلاس قرآنت هم داره خوب پیش می ره و مربیت با تنوعی که توی کلاس ایجاد می کنه بچه ها رو راحت به سر کلاس می کشونه و این یک مزیت خوبه این کلاسات

فعلا دیگه خبری ندارم برات بگم و بای




موضوع :
تاريخ : 23 / 4 / 1393 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 282 مرتبه


 در روزهای 7 خرداد و 25 تیر ماه هر سال، هنگام ظهر شرعی در مکه معظمه ، خورشید دقیقاً عمود بر کعبه می تابد. در آن لحظه در هر نقطه ای از کره زمین (هنگام اذان ظهر مکه) می توان با دقت بالایی قبله را تعیین کرد. به این ترتیب که اگر در فضای باز، زمانی که خورشید می تابد ، یک شاخص را بصورت کاملا عمودی روی زمین نصب می کنیم سایه این شاخص در ساعت مقرر به روی زمین می افتد که خلاف جهت سایه شاخص، قبله را نشان می دهد و با استفاده از آن می توان به راحتی جهت قبله را تعیین کرد.

ظهر شرعی در مکه مکرمه به وقت رسمی کشورمان در روز 7 خرداد، ساعت 12:48 و در روز 25 تیر، 13:57 (به وقت تابستانی ایران) است و تعیین قبله باید در این زمان‌ها صورت گیرد.




موضوع :
تاريخ : 31 / 3 / 1393 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 287 مرتبه

سلام عزیزم

خوبی؟ خوش می گذره؟

این روزا روزای خوبی برای هر دو تایی مون بود

توی این دو ماهی که نرفتیم مشهد دیدیم بابا کم کسی نیستیم و همه برای دیدنمون اومدن و کلی من و شما بهمون خوش گذشت

اول که مامانی و بابا رضا اومدن و بابایی رو برای حجامت بردیم

قربونت برم که با شور و شوق به بابایی می گفتی که حجامت درد نداره و دست بابایی رو گرفتی و بردی برای حجامت

بعد بابایی برای مصاحبه رفت بابلسر و خاله و امیرحسین و خاله نسرین اومدن پیشمون و بعد از رفتنو خاله و امیر، خاله نسرین پیشمون موند و توی اون روزی که خاله پیشمون بود خونهۀ مامانی رو دزد زد ولی خدا رو شکر غیر گوشی و کیف مامانی و پول توش چیزه دیگه ای نبرده بود و بقیه وسایل رو جمع کرده بوده و جلوی در گذاشته بوده که ببره و با مشکوک شدن همسایه ها فقط به همونا قناعت کرده و رفته بود

ولی توی کوچۀ مامانی چند تا خونۀ دیگه رو هم خالی کرده

خلاصه عزیزم بعد از خاله جونی ها، بابا جون رفت ماموریت تهران و عمه سمانه و امیر محمد و بابا رضا اومدن پیشمون و شما تا دلت بخواد با امیر کیف کردی و خوش گذشت

حالا دیگه تا ماه رمضون چیزی نمونده و باید روزه گرفت و امسال شما اعلام کردی که روزۀ کله گنجشکی می گیری

عزیزم امسال هنوز برات عکسی نگذاشتم و چند تا از عکسای سال 93 رو برات می گذارم

 

روزه اول عید طبق و طبق معمول همه ساله مهمونی مادر

نازنین خانم

جشن آخر سال شما

اینجا هم اجرای شعر میوه ها بود که شما میوۀ لیمو رو باید می خوندی

الهی بگردمت که از همۀ بچه ها بهتر اجرا کردی و من کلی کیف کردم

این هم هلنا خانم، نوۀ آقای حسینی که اومده بود پیش شما مهمونی

این هم چند روز بعدش که شما رفتی اونجا مهمونی و من از روی تراس دارم ازتون عکس می گیرم




موضوع :
تاريخ : 1 / 3 / 1393 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 264 مرتبه

سلام رضا جونم

خوبی نفسم

دیروز اولین روز سه ماه تعطیلی شما شروع شد

اونم چقدر شیرین، مامانی و بابا رضا اومدن پیشمون

من و شما خواب بودیم که یک هوو بابایی اومد توی خونه و گفت پاشین مامان اومده

من و شما هم مثل برق پریدیم و من پرسیدم خوب کجان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بابایی گفت پشت درد!!!!!!

خلاصه عزیزم دیروز مامانی و بابایی پیشمون بودن و جای نازنین حسابی خالی بود

اما از روز جشنت برات بگم که انقده خوش گذشت که نگو

اجرای شما توی میوه ها نک بود و انقده قشنگ لیمو رو معرفی کردی که من مونده بوده شما رو از توی دوربین نیگاه کنم یا با چشم غیر مسلح

فدات بشم که شعر "دعا برای مادر" رو هم مثل شعر "میوه" ات قشنگ خوندی و من حسابی باهات کیف کردم

بعد از مراسم هم لوح های موفقیت 20 سوره رو بهتون دادن و برای من حسابی باعث افتخاره موفقیتت توی حفظ قرآن

می بوسمت و امیدوارم همیشه شاهد موفقیت هات باشمبوس

 




موضوع :
تاريخ : 30 / 2 / 1393 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 268 مرتبه

سلام پسرم

خوبی مامانی

الان که دارم برات می نویسم شما آخرین روز پیش دبستانی رو داری می گذرونی و اولین سال تحصیلیت دیگه تموم شد.

اما عزیزم یک خبر هم برات دارم و اون هم اینکه دیروز برای اولین بار رفتی حجامت

الهی فدات بشم که انقده مرد شدی که دلمون اومد تا برات حجامت انجام بدیم

دیروز 29 اردیبهشت بود و روز خوبی برای این کار و شما و بابایی برای حجامت رفتین پیش خانم دکتر جان نثار.

دیشب توی خواب بخاطر پسبی که پشتت بود چند بار بیدار شدی و شکایت کردی که خدا رو شکر دوباره خوابت برد

صبح هم مثل همیشه که برای رفتن هوس به زنگی بیدار شدی و یک سلام جانانه کردی که مطمئن شدم حالت خوبه

اگه دوباره هم همکاری کنی آخر تابستون دوباره بریم برای حجامتت تا دیگه امسال سرماخوردگی نشی

چون سال قبل از 12 ماهش 13 ماه رو مریض بودی و دیگه طاقت ندارم امسال هم بری کلاس و مریض باشی

امیدوارم همیشه صحیح و سالم باشی،عکسای این پست رو هم بعدا برات میگذارم




موضوع :
تاريخ : 27 / 12 / 1392 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 337 مرتبه

سلام عزیزم

خوبی مامان

امروز  سه شنبۀ آخر سال 92 هست و عازم مشهدیم و شما از صبح داری لحظه شماری می کنی که دیگه بریم

دیشب بابایی یک پازل برات خریده که نقشه ایران داره و شما با ابنکه تا حالا برات در مورد نقشه صحیت نکرده بودیم و من و بابایی داشتیم خودمون رو می کشتیم که برات بگیم نقشه چیه شما خیلی راحت گفتی نقشه همونه که وقتی می خوایم بریم مسافرت از روش راهها رو پیدا می کنیم تا بریم اونجا. من و بابایی رو می گی این جوری شدیممتفکرمتفکر

حالا نشستی و داری پازلت رو درست می کنی

خلاصه عزیزم برات از آخرین عکسای سال 92 و هفت سین مون می ذارم.

Avazak.ir 01 قرار دادن آویزهای زیبا در وبلاگ 1Avazak.ir 01 قرار دادن آویزهای زیبا در وبلاگ 1

 

Avazak.ir Line41 تصاویر جداکننده متن (3)

 

Avazak.ir Line13 تصاویر جداکننده متن (1)



موضوع :
تاريخ : 26 / 12 / 1392 | نویسنده : مامانی رضا جون
بازدید : 298 مرتبه
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 19 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پيوند هاي روزانه
صفحات جداگانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 17 نفر
بازديدهاي ديروز : 36 نفر
بازدید هفته قبل : 547 نفر
كل بازديدها : 264598 نفر